در انتظار یار
در انتظار یار این کلمه که نوشنم در انتظار یار منظور این سایت به حضرت مهدی (ع) هستش
سه شنبه 29 شهريور 1390برچسب:, :: 22:48 :: نويسنده : علی مومن تبار يكي از نقشهاي اصلي نهاد مقدس بسيج در عصر ما اين است كه با برنامهاي هدفمند و آيندهنگر انديشههاي انساني و اسلامي را در جريان ادبي ما تزريق كند و روايتهاي مناسب و منابع متعددي از سالهاي دفاع مقدس در اختيار اهل ادب بگذارد.
به طور معمول در مناسبتهايي مانند هفته دفاع مقدس يا سالروز فتح خرمشهر، مباحث گستردهاي پيرامون ادبيات جنگ، دستمايه ابراز موضع و اظهار نظر افراد قرار ميگيرد. نويسندگاني كه خودشان از جنس جهاد و ايثارند و دفاع مقدس را با گوشت و پوست خود درك كردهاند، نظراتي متفاوت از سايرين دارند؛ اما انتقاد از وضعيت موجود، به امري عادي و معمول تبديل شده است. اين انتقادها بيشتر به غناي ادبيات جنگ و كمكاري نويسندگان در اين حوزه برميگردد. چنانكه مرتضي سرهنگي با به كار بردن «عصر طلايي» براي ادبيات دفاع مقدس در نمايشگاه كتاب امسال، مورد نقد قرار ميگيرد و اين عبارت، قدري اغراقآميز و نادرست تلقي ميشود. اينكه ما اكنون در دوران طلايي اين ژانر ادبي هستيم يا خير، مجال بحث ما نيست. چه اينكه بايد اصحاب فضل و اهالي اصيل قلم در اين باره اظهار نظر كنند و رسانهها را به كنكاشي جدي و اساسي وا دارند. آنچه ميخواهيم در اين يادداشت باهم مرور كنيم، نقش نهادهاي فعال و پويا در هشت سال دفاع مقدس است كه امروز وجه فرهنگي بسيار پررنگي در حوزه ادبيات جنگ پيدا كردهاند. يكي از اين نهادها، بسيج است كه هرچند سالها پيش، فعاليت نظامي از كاركردهاي برجسته آن بود، اما امروز همه اين نهاد مقدس را به عنوان يك نهاد فرهنگي پذيرفتهاند. در وهله اول، بسيج با شروع فعاليت در سالهاي اوليه انقلاب به اهداف خود دست يافت و پس از آن بود كه در دفاع مقدس به اهداف خود، رنگ واقعيت و شكل عملي بخشيد. اما با پايان جنگ و روزمرگي مردم، بسيج توانست خود را از اين تكرار و روزمرگي جدا كند تا بتواند به دفاع از عملكرد خود در سالهاي فعاليت مردمياش برخيزد. در واقع، ورود بسيج به عرصههاي فرهنگي و ادبي، سبك تازهاي از استقرار و قوام قوا و نيروهايي است كه سالها در جبهههاي نظامي زير پرچم بسيج جنگيدند و روش خوبي براي دفاع از آن عنصري است كه سالها برايش مبارزه كرده است. به تعبير ديگر، بسيج در گام نخست به دفاع از ميهن اسلامي پرداخت و با حماسهها و دلاوريهاي متعدد، جنگ را اداره كرد و سپس براي ثبت و ضبط همان وقايع، خودش دست به كار شد و منتظر كسي نماند. اين نهاد مردمي كه نگران رنگ باختن خاطرات پايمردي نيروهاي بسيجي و به طور كلي، سپاهيان اسلام بود، دست به كاري زد كه بتواند فداكاري و ايثارگري را ماندگار كند. براي همين، اكنون ديگر تعريف بسيج، همان چيزي نيست كه در دهه 60 از آن ياد ميكرديم. اكنون، اسطورههاي بسيج در قالب داستان و ساير فرمها و شكلهاي فرهنگي ـ هنري تعريف و تثبيت ميشوند و رنگ ماندگاري به خود ميگيرند. بسيج با ورود به عرصه داستان و راهاندازي جشنوارههاي گوناگون مانند جشنواره ادبيات داستاني بسيج، اراده كرد تا به توليد انديشه بپردازد و طيفي را تربيت كند كه كار آن، ساختن ادبيات داستاني متعهد باشد، اما دست به سفارشينويسي نزند. البته سفارش دادن في نفسه چيز بدي نيست؛ به شرطي كه سفارشينويسي بر مبناي تعمق و تدبر باشد و نويسنده را از خودش جدا نكند. اگر اين كار به شكل نامطلوبي انجام شود، نويسنده تن نخواهد داد و اگر صاحب قلمي، روح بسيج را بشناسد و بخواهد به صورت خودانگيز، كاري صورت دهد، حتي اگر به او سفارشي هم داده شود، كار موفقي از آب در ميآيد، چون همه ما به طور فطري، مدافع ايثار، گذشت، شهامت و هر رفتار انساني هستيم. با اين وصف، تربيت نيروهاي جوان، مخصوصاً كساني كه جنگ را نه ديدهاند و نه آن را لمس كردهاند، زمان ميبرد و ممكن است دير جواب بدهد. به نظر من، بايد به جاي آنكه بسيار از جنگ و دفاع مقدس بگوييم، آرمانهاي بسيجي را تبليغ كنيم تا عشق و علاقه به اين آرمانهاي انساني بتواند شوق نوشتن را در نويسندگان جوان برانگيزد. جشنواره ادبيات داستاني، دورههاي مختلفي را با حضور سردار حسين قناديان به عنوان متولي اصلي جشنواره و اميرحسين فردي به عنوان دبير تجربه كرد؛ به شهرستانهاي گوناگوني مثل تبريز، اروميه، كرمان، مشهد، رشت، بندرعباس و ... سفر كرد و جامعه ادبي كشور را با استعدادهاي بسيار درخشاني مانند ساسان ناطق آشنا ساخت. نويسندهاي چون او كه آن زمان داستان «وقتي جنگ تمام شود» را نوشته و در جشنواره برگزيده شده بود، حالا به عنوان يك نويسنده جوان و متعهد به فعاليت حرفهاي ميپردازد و شايد يكي از بهترين كارهايش «نبرد جزيره» (خاطرات سردار مصطفي اكبري از عمليات بيتالمقدس و آزادسازي خرمشهر) باشد. بسيج، بايد همواره در اين عرصه ميدانداري كند. جشنواره ادبيات داستاني، هرچند هنوز به حيات خود ادامه داده است، اما حركت بسيج در اين عرصه مانند روشن كردن يك چراغ در ذهن نويسندگان جوان است و ميتواند به عنوان يك نشانه مثبت تلقي شود. بسيج ميتواند به توليد انديشه بپردازد و حقيقتاً يكي از نقشهاي اصلي و اساسي اين نهاد مقدس و ارزشمند در سالهاي صلح، همين است كه با برنامهاي هدفمند و آيندهنگر انديشههاي انساني و اسلامي را در جريان ادبي ما تزريق كند و روايتهاي مناسب و منابع متعددي از سالهاي دفاع مقدس در اختيار اهل ادب قرار دهد.
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |